واکسن 18 ماهگی
29 آبان باید میبردیمت واسه قد و وزن و واکسن 18 ماهگی ولی چون مریض شده بودی و آنتی بیوتیک میخوردی نشد که سر وقت واکسنتو بزنیم.دیروز (6 آذر ) که میخواستیم ببریمت که واکسن بزنیم من کلی استرس داشتم آخه این دفعه بزرگتر شده بودی و من دلم نمیومد که درد بکشی ولی خوب این واکسن برای سلامتیت خوبه طبق روال بابا تورو برد تو اتاق و خلاصه واکسنتو زدیم و اون لحظه خیلی گریه کردی الهی من فدات بشم.خدارو شکر قد و وزنت هم خوب بود.
واکسنتو که زدیم تو راه برگشت به خونه تو ماشین خوابت برد آخه استامینوفن هم خورده بودی
این هم عکست بعد واکسن.الهی همیشه آروم و راحت بخوابی عشقم و مریض نشی


اینم عکس دخترم که همین امروز (7آذر ) ازش گرفتم.دخترم یاد بچگیهاش افتاده


تو این روزها دیگه ماشاالله تقریبا حرف زدنت کامل شده و شعر خرگوش من چه نازرو با من میخونی و شعر عروسک قشنگ من قرمز پوشیده رو هم نصفه میخونی .دندونای بالایی رو هم داری یواش یواش درمیاری
فعلا همینا یادم بود دیگه دارم بیهوش میشم آخه تو خوابیدی و منم از فرصت استفاده کردم و اومدم که بنویسم
نوشتم دوباره یادم اومد میام و واست مینویسم گلم.فعلا بای
18 ماهگیت مبارک عزیزم


واکسن 18 ماهگی 

